محمدتقى نورى

8

اشرف التواريخ ( فارسي )

فيض‌يابى حضور لازم الحبور و الا ممتاز است . چون طبع ازهر و خاطر انورش به استماع « 1 » تواريخ سلاطين ما تقدم مايل و راغب و راى منوّرش پيوسته به شنيدن كتب و سير ملوك « 2 » مولع و طالب افتاده « 3 » ، خلاصهء اوقات شريفش صرف مطالعهء كتب تواريخ پيشينيان و زبدهء ساعات مباركش به ملاحظهء احوال فرمانروايان ماسلف و حكمرانان قديم مصروف مىگرديد و درين معنى شوقى تمام و از اطّلاع بر احوال سلاطين رضوان مكين ماضى و وقوف بر خصايل مستحسنه و مخايل رضيّهء ايشان و لوعى فوق حدّ الكلام داشت ، و به اندك روزگارى مهارت كامل در علم تاريخ حاصل نموده ، شب و روز با غرور جوانى و دولت سلطانى دمى از تفحص بد و نيك اوضاع و احوال متقدّمين نمىآسود و با اين ضعيف درين فن از دقايق آن مباحثات به موقع مىفرمود و مكرّر از اين خاكسار بىمقدار طالب ضبط و تحرير وقايع متنوّعه گشته ، كه ابتداى ولادت آن حضرت را آغاز اين داستان قرار داده ، بدانچه درين مدّت از بدايع اقبال و صادرات افعال كه اتفاق افتاده ، مجموعه‌اى ساخته ، سال به سال آن را منضبط و در هنگام فرصت به تدوين آن پردازد و فتوحات و صوادر دولت پادشاهى را - كه از وسمت زوال محروس باد - تيمنا و تبركا بل از رسم تفاخر زيور و آرايش اين شگرف‌نامه كه از واردات طبع همايون و بديهيّات خاطر الهام نمودن ( 5 الف ) به اشرف التواريخ موسوم مىگردد ، محلّى سازد و واقعات شهزادگان عظام كه هريك را در آثار بزرگى و جلالت قدر داستان باستانى درخور است ضميمهء آن گرداند . هرچند اين بىبضاعت خود را در آن مرتبه نمىديد و پايهء خويش را فروتر از آن مىدانست كه در مقابل استادان ماهر و سخنوران و نكته‌دانان قادر كه از اثر تربيت شاهنشاه فضل‌پرور و صاحبقران معدلت‌گستر فرود تخت كيوان‌رفعت خسروانى رايت سخنورى به مهر و ماه افراشته ، از طنطنهء فضيلت و نكته‌دانى و دبدبهء فصاحت و سخن‌پرانى طاس سپهر را

--> ( 1 ) . مج : لهذا حسب الامر اشرف غاشيه عبوديت را بر دوش و حلقه چاكرى را زينت گوش ساخته ، ذره‌آسا در محفل مينومثالش راه بار و شمع‌صفت در انجمن خاصش استقرار دارد و شب و روز به ترخص شرف‌اندوزى مجلس مبارك سرافراز و على الاتصال به سعادت شرفيابى حضور باهر النور والاممتاز است . از اينكه طبع انورش هميشه به استماع . . . . ( 2 ) . مج : سير الملوك . ( 3 ) . مج : مىباشد .